حذف شورای نگهبان از قانون اساسی (رفراندم نمادین در دانشگاه ها)

به دعوت زبان سبز برای رفراندم نمادین در دانشگاهها در 16 آذر

نقل قول:

«16 آذر مانند ِ مناسباتی چون 22 بهمن و روز قدس ، یک مناسبت ِ عمومی نیست و توقع برای حضور عامه ی مردم  نه بجاست و نه فراخوان  برای آن  ممکن است .»

در راه مبارزه برای آزادی ابتدا باید ذهن جامعه را برای دمکراسی آماده کرد تا در آینده در این راه به مشکل بر نخوریم. برگزاری رفراندم های نمادین یکی از روش های ایجاد این امر است. وچون 16 آذر روز دانشجوست فرصت مناسبی برای دانشجویان هست که  از این روز برای برگزاری رفراندم های نمادین در دانشگاه ها استفاده کنند.

car_2007_11decb

شورای نگهبان قانون اساسی از نهادهای نظارتی نظام جمهوری اسلامی ایران است که از دوازده عضو تشکیل شده‌است. شش عضو از این دوازده تن فقهایی هستند که با حکم رهبر عزل و نصب می‌شوند و شش عضو دیگر حقوقدانانی هستند که با معرفی رییس قوه قضاییه( که خود او هم با حکم رهبر عزل ونصب می شود)  و اعلام نظر نمایندگان مجلس شورای اسلامی انتخاب می‌شوند.

شورای نگهبان یکی از دستهای پر قدرت دیکتاتور برای زور گویی در جامعه ایران می باشد که علنا به تمام امور دمکراسی در ایران دخالت می کند از جمله  انتخابات ریاست جمهوری،انتخابات مجلس ،انتخابات  شورای شهر و تصویبات مجلس و …..

پیشنهاد من برای رفراندم:

» حذف شورای نگهبان از قانون اساسی (آری یا نه)»

آقای خامنه ای «فرّه ایزدی» از شما روی گردانیده است

آقای خامنه ای من نمی خواهم از شما انتقاد کنم و نیازی هم به این کار نمی بینم ولی از شما خواهش دارم این  دو واحد  درس تاریخی زیر  را که بیان شده پاس کنید

مروری بر تاریخ ایران:

  • سیاست و مشروعیت با اتکا به دین:

در طول تاریخ ایران شرط موفقیت یک حکومت استبدادی در برقراری امنیت، علاوه بر تمرکز قوای سیاسی، نظامی و اقتصادی در دولت، جلب وفاداری و اطاعت مطلق از جانب مردم (رعایا) بود.به عاملی نیاز بود تا «ترس» و «وفاداری» نسبت به حکومت را در میان مردم ایجاد کند. این عامل همان «فرّه ایزدی» بوده است

از زمان هخامنشیان تا کنون، حاکمان در ایران، هر دو منبع قدرت سیاسی و مقدسه دینی و الهی را به طور انحصاری در اختیار داشتند. همین امر به عامل سیاست و حکومت ویژگی خاصی بخشیده است که نظیرش در میان حکومت های کشورهای اروپایی از عصرقدیم تا دوران جدید دیده نمی شود.

به تقریب، همه سلسله های مهم پادشاهی و حکومت در ایران، از هخامنشیان و ساسانیان تا امویان و عباسیان و سپس غزنویان و سلاجقه و صفویه و قاجاریه، به نحوی مشروعیت حکومت خود را به آسمان و امر قدسی و متعال منتسب می کردند و یا مورد حمایت نهاد مذهب بودند.

از آنجا که مذهب و نهادها وابسته به آن، دیرپاترین و پرنفوذترین نهاد در جامعه ایران بوده است، قدرت سیاسی با اتکاء و انتساب با آن مذهب خود را از دسترس انتقاد و اعتراض مردم دور نگاه می دارد و برای غلبه بر معترضان و سرکشان و حفظ حاکمیت خویش، آزادی عمل کامل و اختیارات نامحدود پیدا می کند.

  • عامل سقوط حاکمان:

اگر دستهای شاه به ستم بر رعایا آلوده می گشت و قدرت و درایت کافی در حفظ امنیت، برقراری عدل و آبادانی کشور از خود نشان نمی داد و در نتیجه کشور گرفتار هرج و مرج و بحران و رعیت دچار ستم و تجاوز می شد، همه دلیل بر آن بود که فرّ از وی دور شده و با آن «حق» را از دست داده و او در سلطنتش «مشروع» نمی باشد. مشاهده این امر به مردم حق می داد تا وی را برکنار و قدرت را به کسی دیگر منتقل کنند

در پاسخ به دعوت مسیح علی‌نژاد